X
تبلیغات
گاهی فراموش می کنم باید فراموشت کنم

گاهی فراموش می کنم باید فراموشت کنم

خیلی تنــهام ..






حتی تنـها تر از تنـهایی ..






تنـهاتر از آنچه که فکر کنـــی ...






اما گاهی....






تنــهایی بهترین آغـوش دنـــیاست....






و ســـکوت ....







بــهترین لالایــی برای قــلب خســته م

نوشته شده در شنبه 30 آذر1392ساعت 14:54 توسط haniyeh|

باشد!
مردها بی وفا...
مردها چنین، مردها چنان!
ولی یك بار با خــودت صادق باش بانو
نــام كامل تمــام آنهایی كه بــوسیــده ای را...
به خــاطــر داری ؟!!!
نوشته شده در شنبه 11 آبان1392ساعت 10:26 توسط alireza|

خدایا اهل معامله هستی؟
من جهنمت را ندیده با زندگیم عوض میکنم!!!
تو که زندگی مرا دیده ای...
نترس ضرر نمیکنی!!!
نوشته شده در جمعه 10 آبان1392ساعت 22:19 توسط alireza|

 جـــور میکند خـــدا دَر و تخته را با هم...

همانطور که من و تو را آشـــنا کرد...

تــو شدی خـــاطره ســـاز...

من شدم خــــاطره باز...

نوشته شده در پنجشنبه 9 آبان1392ساعت 17:26 توسط alireza|

- ی ســـــــوال !


بــا اجــازه ی عــشــقِ جـدیــدت، هــر شـــــب بـه خـوابِ مــــن مـــیـــای ؟؟؟

نوشته شده در پنجشنبه 9 آبان1392ساعت 17:23 توسط alireza|

ﺩﻟــــــﺘﻨﮕﯽ . . .
 ﺣـــــﺲ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺍﺳﺖ
 ﮐﻪ ﮔـﺎﻫﯽ ﺗــــ ♥ـــــ و
ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ . . 
. ﮔـﺎﻫﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﻫﻤﯿﺸــــﻪ . . . 
ﮔـﺎﻫﯽ
ﯾﻌﻨﯽ ﺍﻟــﺎﻥ .

نوشته شده در پنجشنبه 11 مهر1392ساعت 2:41 توسط haniyeh|

روی سنگ قبرم بزرگ بنویسید..... "تا حالا کجا بودی؟؟؟ برای گریه آمدی؟! "

نوشته شده در پنجشنبه 11 مهر1392ساعت 2:38 توسط haniyeh|

دیروز پریشانی خود را به تو گفتم

امروز پریشان تر از آنم که توان گفت...

نوشته شده در پنجشنبه 4 مهر1392ساعت 22:10 توسط haniyeh|


راستش را بخواهی فاجعه ی رفتن "تو" چیزی را تکان نداد
.
من هنوز هم چای میخورم
.
سیگار می کشم
... ... .
پیاده میرم

هستم؛ اما

تلخ تر
.
بیشتر
.
تنهاتر

نوشته شده در جمعه 22 شهریور1392ساعت 11:55 توسط haniyeh|


زنی که سیگار میکشد روحش زخمی ست ، خراشید ست!

نترس بانو !!!

سیگارت را روشن کن ..

بگذار مردم این شهر بدانند ... زنی که سیــــــــــگارمیکشد ...

هرزه نیست !

فقط کمی تنهاست .... دودش میکند !

نوشته شده در جمعه 22 شهریور1392ساعت 11:54 توسط haniyeh|

وارد کوچه شد.
روی درب شرکت نوشته شده بود :
این مکان با دوربین مدار بسته کنترل می شود
با احتیاط دور و برش رو نگاه کرد.
زنگ زد و منتظر موند.
خدایا ببخش!
آخه گفتی :
آیا نمی دانید که پروردگارتان شما را می بیند؟
ولی ماها نه مراقبیم و نه احتیاط می کنیم.
انگار اثر این جمله خیلی بیشتر از کلام شماست :
این مکان با دوربین مدار بسته کنترل می شود
نوشته شده در پنجشنبه 27 تیر1392ساعت 15:43 توسط haniyeh|

حرف هايم هنوز ناتمام مانده است....ثانيه ها مي دوند

نگاه ها روي عقربه ها ثابت مي ماند.....وپر ميشوي از سكوت تلخ لحظه ها

وميشكني از اين همه هياهويه بي فرجام...

وباز تو مي مانيو يك حس غريب....وباز تو خواهي ماندويك راه عجيب!

نوشته شده در سه شنبه 18 تیر1392ساعت 0:0 توسط haniyeh|

کاش هیچوقت آرزو نمیکردم

کفش های مادرم اندازه ام شود

نوشته شده در شنبه 15 تیر1392ساعت 15:23 توسط haniyeh|


ﮔﺎﻫﯽ، ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ !
ﺳﺎﺩه ترﯾﻦ ﺑﻬﺎﻧﻪ،
ﺑﺮﺍﯼ ِ " ﮔﺮﯾﺴﺘﻦ" ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ...

نوشته شده در جمعه 31 خرداد1392ساعت 9:44 توسط haniyeh|

خــــدایـــــا

مــــــی شــــــود بـــاران بــــبــارد . . . ؟
ایــــن بــــــغـــض
بــــــه تــــنـــهــایــی . . .
از گـــلـویــم
پـــایـــیــن
نـــمــی رود

نوشته شده در سه شنبه 21 خرداد1392ساعت 4:19 توسط haniyeh|

بی تو...

نشستن

کنار این همه

خاطره

دل!!!!

میخواهد.....؟؟؟؟!!!!

باور کن.........

نوشته شده در سه شنبه 21 خرداد1392ساعت 4:8 توسط haniyeh|

چیزی نیست


که مرا

سر شوق بیاورد

جز تو

که تو هم نیست
نوشته شده در سه شنبه 21 خرداد1392ساعت 4:7 توسط haniyeh|

دلم را"تهدید"کرده ام...که اگریکباردیگربهانه ات رابگیرت میدهم "دوباره" بسوزانیش...
نوشته شده در پنجشنبه 16 خرداد1392ساعت 11:49 توسط alireza|

دیــــوار اتاقــــــم پــــر از عکسهـــــای دو نفـــــــره ایست
که قـــــــرار است بعـــــــــدا بیندازیم
… !
همان بعـــــــدا که نیســــــت شد در تقویــــــم بودنمــــــان … !

نوشته شده در دوشنبه 13 خرداد1392ساعت 23:11 توسط alireza|

 فقط باش….
همین که هستی کافیست
…!
دور از من
…..!
بدون من
….!
چه فرقی میکند؟؟؟

گل میخری!! خوب است!!
برای من نیست؟
!
نباشد
!!!
همین که رختمان زیر یک آفتاب خشک میشود کافیست
…..
دلخوشم به این حماقت شیرین….

نوشته شده در دوشنبه 13 خرداد1392ساعت 23:9 توسط alireza|

 چیزی که بیشتر از همه اذیتم میکنه
اینه که:
میـــــــــــــدونم لیاقتمو نداری،میدونم لایق محبتم نیستی

ولی...
بازم دوست دارم!!!

نوشته شده در دوشنبه 13 خرداد1392ساعت 23:7 توسط alireza|

تو بدترین شرایط ممکن، وقتی از عصبانیت داری منفجر می شی
، وقتی از صدای فریادِ خودت

، هیج صدای دیگه ای رو نمیشنوی
، فقط کافیه بین اونهمه هیاهو، داد و بیداد ،،،،
 یهو طرفت خیلی آروم بگه : 
"" آخه مگه تو دل نداری؟؟!!!""
 

همچین ساکت می شی که انگار در جا از برق کشیدنت! :|
 اصلا دیگه حرفی واسه گفتن نداری!
 حتی نه هم نمی تونی بگی!
 دوتا لبات رو به هم فشار می دی 
یه نگاه می کنی و بعدش روت می کنی اونور! ساکت!
 این یکی از نقطه ضعف های متولدین آذره! آره! :|
نوشته شده در سه شنبه 7 خرداد1392ساعت 13:16 توسط haniyeh|


اون پسرايي که وقتي يه روز نميبينيشون اعصاب واست نميمونه !

اون پسرايي که شب پشت تلفن دوتايي خوابتون ميبره!
اون پسرايي که باهاشون ميري شمال و ديگه دلت نميخواد برگردي!
اونايي که بهت زنگ ميزنن قـــــــــــــند تو دلت آب ميشه!
همونا که صداشون مردونست !

همونايي که وقتي کنارت نشستن بهت اس ام اس ميدن دوست دارم !
اونايي که بددهن نيستن وقتي فحش ازت ميشنون ميگن بي ادب !

اونايي که قربون صدقه مي رن دلت ضعف مي ره !
همونايي که وقتي از دور مي بيننت قند تو دلشون آب مي شه و يه لبخند مياد گوشه لبشون !
دل این پسرارو نشکونید

به اینا نگید که همتون مثل همید 

نوشته شده در شنبه 4 خرداد1392ساعت 13:18 توسط haniyeh|


حــَوآسَـــــت بآشَدبآنو

اگـــــَربــه مــــَردی بــیــش اَزحدبـــهابدهـــی


دیــگـــــربرآی دآشتَنَـــــت تَلـــاش نمی کنـــد

نگــــاهـــش ســـــردمی شود..

کَلـــامش بـــی روح

دَستـــآنَش یَخ زَده

حَـــرف هــآیَــش بــوی دل مردگـــــی می گیــــــــــرد!!

وآغــــوشش بوی هَوس...

نوشته شده در شنبه 4 خرداد1392ساعت 13:1 توسط haniyeh|


یه دخترایی هستن
لباساشون هیچوقت خانومانه نیست
همیشه دخترونه لباس می شون
پیرهن؛ شلوارایِ رنگی, جوراب شلواری
رویِ جدول راه می رن
زیرِ لب آهنگ می خونن
یهو یادِ خاطره ای باعث می شه بلند بخندن
زود می رنجن؛ زود آشتی می کنن
حسود نیستن اما انقدر حساس می شن وقتی عاشق میشن
که زود بغض می کنن
زودم خوب می شن
اشک می ریزن اما یهو اشکاشونو پاک می کنن
می گن بی خیال می گذره
یه دخترایی هستن وقتی باهاشون تو خیابون راه می ری
یهو دستتو محکم می گیرن
می چسبن بهت
آروم کنارِ گوشت می گن
یهو دوست داشتم
 
یه دخترایی هستن
با بچه ها بازی می کنن
با پیرمردا راه می رن و خاطره گوش می دن
با پیرِزنا می شینن و تجربه رج می زنن
این دخترا ...
هیچی ..... همین .... 

نوشته شده در شنبه 4 خرداد1392ساعت 12:59 توسط haniyeh|

 ببیـــــــن
من هم
مثل خــــــیلی از عاشـــــق ها
از تو یـــــادگاری دارم
ولــــی
یــــادگـــاری من
با بقیه فــــرق دارد
یــــــادگــــــاری مــــن
از تو
ســــینه ای پر از درد اســـــت ...

نوشته شده در جمعه 20 اردیبهشت1392ساعت 23:8 توسط alireza|

یه وقتایی که دلت گرفته بغض داری اروم نیستی!
دلت براش تنگ شده...حوصله هیچ کسو نداری
!
به یاد لحظه ای بیفت که
:
اون همه ی بی قراری های تورو دید اما
...
چشماشو بست و رفت...!!

نوشته شده در جمعه 20 اردیبهشت1392ساعت 0:8 توسط alireza|

دلم برای کسی یا چیزی تنگ شده،
برای شنیدن زنگ موبایلم وقتی که تو پشت خط هستی
!
یا پیامی که تو برایم بفرستی
!
یا نگاهی که از سمت تو باشد
!
دارم خودم را گول میزنم
!
نمی‌گویم دلم برای تو تنگ شده است
انگار که خواسته باشم حواسم را پرت کنم جایی دور و گنگ
می‌گویم دلم برای کسی یا چیزی تنگ شده است
!
خوب می دانم که همه چیز تو هستی برایم!!
نوشته شده در پنجشنبه 19 اردیبهشت1392ساعت 23:56 توسط alireza|

این که هر بار سرت با یکی گرم باشد
دلیل بر با ارزش بودنت نیست...
آنقدر بی ارزشی که خیلی ها اندازه تو هستند
...
عشقم چقدر این جمله بهت میاد !

نوشته شده در پنجشنبه 19 اردیبهشت1392ساعت 23:55 توسط alireza|

هیچکس نـفهمیـــــد که « زلـیخـــــــا » مــَـــــــــرد بـود ..!
میــــدانی چــــــــــــرا ؟؟

مـــــردانـــگی میــخواهـــــد
مــــــــانـدَن ، پــای عشــــــقی که مـُـــدام تـو را پـــس میــــزَنــد

نوشته شده در پنجشنبه 19 اردیبهشت1392ساعت 23:52 توسط alireza|


آخرين مطالب
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 

 Design By : Pichak