کسی چون تو مرا غريب و تنها نگذاشت
اين گونه در التهاب فردا نگذاشت
سوگند نمی خورم ولی باور کن…
کسی چون تو به خلوت دلم پا نگذاشت.
به نام خدايي كه هستي را با مرگ ، دوستي رابي رنگ ، زندگي را با رنگ ،عشق را رنگارنگ ،
رنگين كمان را هفت رنگ
شاپرك را صد رنگ …
و من را دلتنگ دوستان آفريد …
به خاطر داشته باش تاريك ترين لحظه شب ،
نزديك ترين لحظه به طلوع خورشيده ،
پس از تاريكي زندگيت دلگير نشو.
1.2.3. را شمردم تك تك،
آهسته به دنبال تو رفتم با شك
وقتي بزرگ شدم فهميدم،
تمرين جداييست … قايم باشك !
اندكي عاشقانه تر زير اين باران بمان
ابر را بوسيده ام
تا بوسه بارانت كند . . .
كاش يا رب
آشنايي ها نبود
يا به دنبالش جدايي ها نبود . . .
غم و اندوه اگر هم روزي مثل باران باريد
يا دل شيشه ايت از لب پنجره ي عشق
زمين خورد و شكست …
با نگاهت به خدا
چتر شادي وا كن و بگو با دل خود
كه خدا هست … !
خدا هست … !
غم و اندوه اگر هست
بگو تا باشد
معني خوشبختي ،
بودن اندوه است . . .







